فخسفنا

فخسفنا

واژه «فَخَسَفْنَا» یک فعل عربی و قرآنی است که از ریشه «خ-س-ف» گرفته شده و به معنای فرو بردن چیزی در زمین و پنهان کردن آن در اعماق زمین به کار می‌رود. این واژه به صورت فعل ماضی متکلم مع‌الغیر آمده و معنای آن «پس ما فرو بردیم» یا «پس ما در زمین فرو بردیم» است. در این ترکیب، حرف «ف» برای ترتیب و نتیجه‌گیری به معنای «پس» آمده و «خسفنا» بیانگر انجام عمل فروبردن توسط خداوند است. کاربرد اصلی این واژه در قرآن کریم در داستان قارون دیده می‌شود که به دلیل تکبر و فساد، گرفتار عذاب الهی شد. در آیه ۸۱ سوره قصص آمده است: «فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ»، یعنی: پس او و خانه‌اش را در زمین فرو بردیم و هیچ گروهی نداشت که در برابر خدا او را یاری دهد و خود نیز نتوانست از خود دفاع کند. در این آیه، «فخسفنا» بیانگر قدرت مطلق الهی در مجازات و نابودی انسان‌های سرکش است. معنای لغوی این واژه به پنهان شدن و فرورفتن تدریجی در زمین اشاره دارد که در اینجا به صورت یک عذاب ناگهانی و کامل به کار رفته است. این فعل نشان‌دهنده پایان ناگهانی قدرت و ثروت قارون و نابودی کامل او و دارایی‌هایش است. در متون تفسیری، این واژه نمادی از فروپاشی غرور و عاقبت تکبر در برابر خداوند دانسته شده است. به طور کلی، «فخسفنا» به معنای «پس ما او را در زمین فرو بردیم» است که در قرآن کریم برای بیان عذاب الهی و نابودی کامل افراد سرکش به کار رفته است.

مترادف‌ها

فرو فرستادیم، فرو بردیم

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
خسف (۸ بار)ف (۲۹۹۹ بار)
«خسف» به معنای فرو رفتن و پنهان گشتن در زمین است.
فرو رفتن و فرو بردن. «خسفةاللّه و خسف هو» خدا او را به زمین فرو برد و او به زمین فرو رفت (راغب) در مجمع می‏گوید «خسف اللّه به الارض» خدا او را از زمین نا پدید کرد علی هذا به ماه گرفتن از آن جهت خسوف گویند که نور ماه در نظر بیننده غائب و زائل می‏شود. در حدیث آمده که امام کاظم علیه السلام فرمود: چون ابراهیم پسر رس‏ول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فوت کرد، در فوت وی سه سنت (دستور و حکم) بر قرار شد یکی آنکه چون او مرد آفتاب گرفت، مردم گفتند: در اثر فوت فرزند رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آفتاب گرفت. حضرت به منبر تشریف برد و خدا را حمد و ثنا گفت پس از آن فرمود: «اَیُّها النّاسُ اِنَّ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ آیَتانِ مِنْ آیاتِ اللّهِ،تَجْرِیانِ بِاَمْرِهِ،مُطیعانِ لَهُ، لا تَنْکَسِفانِ لِمَوْتِ اَحَدٍ وَلا لِحَیاتِهِ، فَاِذا انْکَسَفَتا اَوْ واحِدَةٌ مِنْهُما فَصَلُّ ثُمَّ نَزَلَ فَصَلّی بِالنّاسِ صَلاةَ الْکُسُوفِ» (وسائل ابواب صلاة الکسوف باب 1). ظاهراً به گرفتن افتاب و ماه از باب تغلیب کسوف اطلاق شده چنانکه در نهایه و مفردات حدیثی نقل است که در آن به هر دو از باب تغلیب خسوف اطلاق گردیده است. * قارون و خانه‏اش را به زمین فرو بردیم... اگر خدا بر ما منّت نمی‏گذاشت ما را نیز فرو می‏برد. *،،. چون به موجب آفتاب خاموش شود نور ماه ناپدید می‏گرد و ماه می‏گیرد و غیر مدئی می‏شود و شاید از «جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ» منظور پیوستن ماه به آفتاب باشد آن وقت این آیه بیان «خَسَفَ الْقَمَرُ» است یعنی ماه در آفتاب ناپدید می‏گردد. ناگفته نماند: تصوّر فرو رفتن در زمین که قارون بدان دچار شد و کفّار با آن تهدید شده‏اند، بسیار طبیعی و آسان است زمین به دستور خدا زلزله می‏کند و در اثر آن دهان گشوده هر چه را خدا خواست در خود فرو می‏برد. این مادّه در قرآن مجید مجموعاً هشت بار به کار رفته و فقط با «باء» متعدی شده است.

جمله سازی با فخسفنا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر بدانيم بى اعتنايى به فقرا ما را به سرنوشت قارون ها گرفتار مى كند كه خودو خانه (و سرمايه هايش ) يك جا به زمين فرو رفتند، فخسفنا به و بداره اينهمه بخل در كار نخواهد بود. قارون مى گفت: سرمايه من از خدا نيست، بلكه به وسيله علم و تخصص و ابتكار و نبوغى كه خودم دارم، آن را بدست آورده ام (22)