شیرین گوی

لغت نامه دهخدا

شیرین گوی. ( نف مرکب ) شیرین گو. شیرین گفتار.

فرهنگ فارسی

شیرین گو شیرین گفتار

جمله سازی با شیرین گوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راستی هست مونسی خوش خوی نیک خاموش، لیک شیرین گوی

💡 پیش چشمش لب شیرین گویی شربتی در نظر بیماری است

💡 شو ز فیاض خرد تلقین جوی راست گو لیک خوش و شیرین گوی

💡 سعدیا شور عشق می‌گوید سخنانت نه طبع شیرین گوی

💡 ای خیالی به وجودش همه شیرین گویی چو دهانش سخن آغاز کند تو عدمی

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز