بررس
لغت نامه دهخدا
بررس. [ ب َرْ، رَ ] ( نف مرکب )بازرس. مفتش. ( یادداشت مؤلف ). || در اصطلاح اداری بر کسی اطلاق می کنند که نوشته ها و کتاب ها راغوررسی و مطالعه می کند و درباره آنها نظر می دهد.
فرهنگ عمید
رسیدگی کننده.
فرهنگ فارسی
بازرس مفتش.
جمله سازی با بررس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو صورت هست مردم را به هر دو بنگر و بررس به چشم از روی پیدائش به گوش از جان پنهانش
💡 گر نیست مر تو را زدل و صبر من خبر بررس زچشم تنگ و میان نزار خویش
💡 تحلیل رگرسیونی فن و تکنیکی آماری برای بررسی و مدلسازی ارتباط بین متغیرها است. رگرسیون تقریباً در هر زمینهای از جمله مهندسی، فیزیک، اقتصاد، مدیریت، علوم زیستی، بیولوژی و علوم اجتماعی برای برآورد و پیشبینی مورد نیاز است.
💡 آن کنی از بیهشی کز شرم آن گر بررسی وقت هشیاری از انده روی چون طاعون کنی
💡 ۱۰. سال ۱۳۷۹: وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تغییر نام داد و وظایف برنامهریزی، ارزیابی و نظارت، بررسی و تدوین سیاستها و اولویتهای راهبردی در حوزههای تحقیقات و فناوری به وظایف وزارتخانه مذکور افزوده شد.
💡 شخصیت اول این داستان، یکی از دانشجویان دانشگاه پرینستون، در روابط اجتماعی و عاشقانه خود آنقدر خودخواه و مغرور است که همیشه به مشکل برمیخورد. به عبارتی این رمان به بررسی برخی از اصول اخلاقی جوانان در دوران بعد از جنگ جهانی اول میپردازد.