بس بر

لغت نامه دهخدا

بس بر. [ ب َ ب َ ] ( اِ ) در تداول عوام چوبی پهن افقی که بر سربیل و زیر دسته گذارند تا بیل زن پای بر آن نهد و فشار پای را بر فشار دو دست در فروبردن بیل به زمین مزید کند. ( یادداشت مؤلف ).، بسبر. [ ب َ ب َ ] ( اِخ ) دهی است به همدان. و رجوع به صائن الدین عبدالملک بن محمد بسبری شود.

فرهنگ فارسی

در تداول عوام چوبی پهن افقی که بر سر بیل و زیر دسته گذارند تا بیل زن پای بر آن نهد و فشار پای را بر فشار دو دست در فرو بردن بیل بزمین مزید کند.

جمله سازی با بس بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسوخت دامن پیراهن آستین قبای ز بس بر آتش عدوان زدند دامان را

💡 آن دهان را در رسوم دلبری کوچک مخوان راه دل بس بر بزرگ دین که آن کوچک زده

💡 بعهد او، کسی از بحر و کان نیارد یاد؛ کفش فشانده ز بس بر جهانیان گوهر

💡 بود از بس بر دل من دیدنِ مردم گران شد سبک در دیده کوهِ قاف چون عنقا مرا

💡 به چشم ناشناسان گوهرم سیماب می آید ز بس بر خویشتن از سردی بازار می لرزم

💡 نگردد گرد نعش زهرآلودم سک کویت ز بس بر جسم بیمارم زدی پر زهر پیکان‌ها

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز