لغت نامه دهخدا
بده و بستان. [ ب ِ دِ هَُ ب ِ ] ( اِ مرکب ) بده بستان. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بده بستان شود.
بده و بستان. [ ب ِ دِ هَُ ب ِ ] ( اِ مرکب ) بده بستان. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بده بستان شود.
بده بستان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عیش را داد بده کام دل از می بستان که ز هر گوشه صدای بده و بستان است
💡 ای آرزوی جانها، ای راحت روانها یک دم بیا و بنشین، جامی بده و بستان
💡 ساقی بده و بستان داد طرب از دنیا کاین عمر نمیماند و این عهد نمیپاید
💡 بولز نویسنده مقالات و کتابهای علمی متعددی است، از جمله گونههای تعاونی. بده و بستان انسان و تکامل آن (۲۰۱۱ میلادی) و مدرسه در آمریکای کاپیتالیست که برای بار نخست در ۱۹۷۶ میلادی منتشر گردید.
💡 در عقل تمناها، در عشق تو لاها ای دوست، بیابنشین، جامی بده و بستان