جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابراهیم سلطان در ۸۲۷ق لشکری به سوی لرستان فرستاد. در جنگی که روی داد، غیاثالدین بن کاووس بن هوشنگ آخرین فرمانروای اتابکان لرستان به سختی شکست خورد و آواره شد و بدین تربیت این سلسله به دست او منقرض شد. در اوایل ۸۳۲ق/۱۴۲۸م ابراهیم سلطان به آهنگ تصرف هرمز راه جنوب در پیش گرفت و چون به آن حدود رسید، قلعه منوجان را محاصره کرد، اما جنگی درنگرفت و پس از چندی به شیراز بازگشت. در همان زمان خبر عصیان اسکندر بن قرایوسف قره قویونلو از آذربایجان به شاهرخ رسید و او بیدرنگ برای سرکوب وی به سوی آذربایجان شتافت. به گفته یٔ مورخان این بار هم ابراهیم سلطان با نیروی خود در ری به پدر ملحق شد. در این ملاقات، شاهرخ که آوازهٔ خوشرفتاری و مردمداری فرزند را شنیده بود، وی را مورد تحسین و نوازش قرار داد. در همین سفر بود که در سلطانیه به فرمان شاهرخ با نیروی همراهش در برانغار (میمنهٔ سپاه) جای گرفت و در همین موضع با ترکمانان جنگید و آنان را هزیمت داد. پس از این جنگ شاهرخ که خود از امور آذربایجان فراغت یافته بود، به ابراهیم و دیگر امرایی که به وی پیوسته بودند رخصت مراجعت داد.
💡 اما از بخت خوش خواجه، الله وردی خان، امیریوسف شاه برانغاری را – که در مراجعت از حج اموالش به سرقت رفته بود – همراه جماعتی جهت تفحص اموال مسروقه و معاونت خواجه معین الدین روانهٔ بحرین ساخت.