جزع یمان

لغت نامه دهخدا

جزع یمان. [ ج َ ع ِ ی َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) همان مهره یمنی است و مخفف جزع یمانی باشد. رجوع به جزع یمانی شود:
بدور چشم تو بدگوهریست جزع یمان
که ترک چشم تو خواند به گوهر یمنش.سلمان ( از شرفنامه منیری ).

فرهنگ فارسی

همان مهره یمانی است و مخفف جزع یمانی باشد.

جمله سازی با جزع یمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یاقوت خون ز جزع یمانی بر او فشاند یادش چه زان عقیق لب دُرفشان فتاد

💡 شده دو جزع یمانی دو حقهٔ یاقوت شده دو نرگس شهلا دو لالهٔ احمر

💡 لبانت چو جزع یمانی چراست‌؟ رخانت‌ چو یاقوت کانی‌ چراست‌؟‌

💡 به دور چشم تو بد گوهری ست جزع یمان که ترک چشم تو خواند به گوهریمنش

💡 خط خط که کرد جزع یمانی را؟ بوی از کجاست عنبر سارا را؟

💡 سنبل از مشک سیه کاشته بر سیم سپید نرگس از جزع یمان ریخته بر لالهتر