لغت نامه دهخدا
بالم. ( اِخ ) ( گردنه )گردنه ای معروف در کوهستان آلپ در حوالی مون بلان که بین سویس و فرانسه واقع است و 2202 گز ارتفاع دارد.
بالم. ( اِخ ) ( گردنه )گردنه ای معروف در کوهستان آلپ در حوالی مون بلان که بین سویس و فرانسه واقع است و 2202 گز ارتفاع دارد.
گردنه ای در کوههای آلپ است
بالم یا مرهم رقیق ( به انگلیسی: Liniment ) نوعی پماد موضعی است که برای استفاده روی پوست تهیه می شود. بالم نسبت به لوسیون، گرانروی یکسان یا کمتری دارد و برخلاف لوسیون، بر روی پوست مالیده می شود تا ایجاد اصطکاک کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پروانه وار خواهم، پرواز کرد لیکن کو آن مجال قربم کو آن فراغ بالم
💡 قیار اودبنه دنیا اوژتوبیدت ببده غمی جور اوژتوایمه «قادر» دیره بالم قیامتعذاب قطان بینهفردا اوژتو
💡 ندانم شمع رخسار که روشن شد ز آمالم که چون پروانه صرف سوختنها شد پر و بالم
💡 از جنونپیمایی طاووس بیتابم- مپرس پر زدم چندان که در بالم پریدن داغ شد
💡 به اوراق پر و بالم ز غفلت سرسری مگذر که من از سایه دولت چون هما در آستین دارم