لغت نامه دهخدا
باشتینی. ( ص نسبی ) منسوب به باشتین از دهات سبزوار.
باشتینی. ( اِخ ) زیدبن علی باشتینی از اعقاب سیدابوالفضل بغدادی از سادات باشتینی بود. رجوع به تاریخ بیهق، چ بهمنیار ص 64 شود.
باشتینی. ( ص نسبی ) منسوب به باشتین از دهات سبزوار.
باشتینی. ( اِخ ) زیدبن علی باشتینی از اعقاب سیدابوالفضل بغدادی از سادات باشتینی بود. رجوع به تاریخ بیهق، چ بهمنیار ص 64 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما در طرف دیگر علاءالدین محمد هندو، که پس از مرگ سلطان مغول بخشی از قلمرو وی را که خراسان و سبزوار از جمله آن میشد تصرف کرده و وزیر خراسان شده بود به جنگ با سربداران رفت اما سرانجام از عبدالرزاق باشتینی شکست خورد و کشته شد و سبزوار تحت استیلای عبدالرزاق درآمد و وی عَلَم استقلال برافراشت (۷۳۷ هجری).
💡 وی برادر امیر عبدالرزاق و امیر وجیه الدین مسعود بود و به نیابت از برادرزاده اش، خواجه لطفالله باشتینی که سنی نداشت زمام را بر دست گرفت و تنها هفت ماه بر سر کار بود.