تیموکراسی
مترادفها
حکومت نظامی
لغت نامه دهخدا
تیموکراسی. [ م ُ ] ( فرانسوی، اِ ) از تیمه یونانی به معنی ثروت و کراتوس به معنی قدرت رژیم سیاسی که در آن قدرت متعلق به گروه شهرنشین و صاحب امتیاز است که از عایدات خاص برخوردارند و به عیش و عشرت می پردازند. تیموکراتیک منسوب به آن. ( از لاروس ).
جمله سازی با تیموکراسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیموکراسی اصطلاحی است که ارسطو آن را در معنیِ مالکسالاری و افلاطون در معنی اشرافسالاری بهکار بردهاند.
💡 در جایی که افلاطون در کتاب جمهوری وقت بسیاری را بر سر توصیف نظریات سقراط در یک مکالمه میگذارد، در انتهای بحث به این نتیجه میرسد که در واقعیت چهار نوع رژیم سیاسی وجود دارند و سعی دارند جای یکدیگر را بگیرند: تیموکراسی، اولیگارشی، دموکراسی و استبداد یا شاهنشاهی.
💡 دموکراسی که در فلسفه یونانی در کنار آریستوکراسی (حکومت اشراف) تیموکراسی (حکومت جاه طلبان) قرار داشت و مشتق از دو کلمه «دموس» و «کراسی» بود.