لغت نامه دهخدا
پیشوا شدن. [ وا ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مخفف پیشواز شدن. استقبال. ( تاج المصادر بیهقی ). || قائد و پیشرو گردیدن. امامی کردن. مقتدی گشتن.
پیشوا شدن. [ وا ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مخفف پیشواز شدن. استقبال. ( تاج المصادر بیهقی ). || قائد و پیشرو گردیدن. امامی کردن. مقتدی گشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سریال داستان مهندس علی فلاح را روایت میکند که پس از سالها زندگی در اروپا و تحصیل در رشته کشاورزی به تازگی به ایران بازگشته و علیرغم میل خانواده اش، برای احیا و آبادانی زمین پدرش راهی پیشوای ورامین میشود. او برای ایجاد یک کشاورزی مدرن برای باغهای پدرش اقدام میکند اما سیستم ارباب و رعیتی مانع پیشرفت کارهای علی میشود. علی از این اوضاع ناراحت است و درصدد حل این مشکلات است که با گروه انقلابیون آشنا میشود. وی در روستا با دفاع از مستخدم یکی از املاک و درگیر شدن با آدمهای تیمسار امیرشاهی بین اهالی محبوبیت پیدا میکند و در قیام ۱۵ خرداد شرکت میکند. در این هنگام افسران رژیم شاهنشاهی فرمان تیر میدهند این در حالی است که علی هدف گلوله یکی از این سربازان است و …
💡 ۳- پطرس رسول در شورای اورشلیم هیچگاه نگفت که فقط پطرس میتواند مسیحیت را به غیریهودیان بشارت دهد، بلکه گفتهٔ پطرس در شورای اورشلیم به این معنی است که: اگر پطرس که مرجع و پیشوای تمام مسیحیان است، غیریهودیان را به مسیحیت فراخواند و روح خداوند در وجودشان ساکن شد، بدون آنکه ایشان مجبور به ختنه شدن شده باشد، حجّت بر افراد با گرایشات یهودیت فریسی که نسبت به مسیحی شدن غیریهودیان/غیرمختونان اعتراض میکردند، تمام است. به این معنی که مسیحیان غیریهودی مجبور به «ختنه و یهودی شدن و سپس مسیحی شدن» نیستند. پطرس هیچگاه مخالف بشارت کلام خدا بین غیریهودیان، توسط سایر رسولان مسیح، از جمله برنابا و پولس نبود.