روزنامچه

لغت نامه دهخدا

روزنامچه. [ م َ / م ِ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) کاغذی که در آن حساب یا احوال هرروزه کسی مرقوم باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). دفتری که در آن محاسبات یومیه را نویسند. ( لغت محلی شوشتر ): اجناس خوراکی که پیشکش می آوردند... موافق طومار... صاحب جمعان بیوتات و مشرفان در روزنامچه عمل می نمایند. ( تذکرة الملوک ص 9 ). وجه واجبی را... روز بروز [ در ] روزنامچه قلمی و بنظر معیرالممالک میرساند. ( تذکرة الملوک ص 33 ). رجوع به روزنامه و روزنامة و روزنامجه و روزنامجات شود. || تقویم قمری طوماری که آنرا روزمه نیز گویند. ( از لغت محلی شوشتر ).

فرهنگ عمید

= روزنامه

فرهنگ فارسی

کاغذی که در آن حساب یا احوال هر روز کسی مرقوم باشد.

جمله سازی با روزنامچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش از ۱۲۸۹ حسابات دولت شکل بسیط داشت و عبارت از دفاتر روزنامچه و اوارچه بود که به رقوم و سیاق ترتیب می‌شد. نظام بودجه در آن هنگام وجود نداشت. در سال ۱۲۹۹ اصول دفتری ایجاد شد. اصول دفتر صورت مضاعف کامل نداشت و مطابق شرایط و نیاز آن زمان بود. تا سال ۱۳۰۳ بر اساس این اصول حسابات سال تمام با اسناد آن در پایتخت تمرکز می‌یافت.

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز