علاءالملک
لغت نامه دهخدا
علاءالملک. [ ع َ ئُل ْ م ُ ] ( اِخ ) ( امیر... ) نقیب از نقبای شهر مشهد در عهد سلطان حسین میرزا. ( از حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 333 ).
علاءالملک. [ ع َ ئُل ْ م ُ ] ( اِخ ) شرف الدین میرک ( یا امیرک ). وی امارت چغانیان داشت و کارهای بانام کرد و ولایت فیروزکوه را مستخلص کرد. و در ابتدای کار او را در زندان خشک خوارزم محبوس کرده بودند و مدتی مدید در آن حبس بماند. و او همانست که حکیم جنتی بیا، که از لطیف طبعان نخشب است در حق وی مدایح دارد. ( از لباب الالباب ج 1 ص 148 و 330 و ج 2 ص 394 ).
جمله سازی با علاءالملک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برهان الدین تونی معروف به برهان الدین فاضل خان تونی از دولتمردان قرن یازدهم و دوازدهم است. وی داماد و برادرزاده ملا علاءالملک تونی معمار معروف دوره صفویه است.
💡 باغ شالیمار توسط ملا علاءالملک تونی، زاده شهر تون (فردوس کنونی)، از معماران مشهور ایرانی قرن ۱۱ هجری ساخته شده است.
💡 برهان الدین به سبب تواناییش و همچنین خدمات عمویش ملا علاءالملک تونی، به شاه جهان و اورنگزیب به دربار پادشاه اورنگزیب راه یافت.
💡 آصف ثانی علاءالملک را کز فر اوست این گل افشان بر مثال باغ جنت مستطاب