لغت نامه دهخدا
کله گوش. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) خشت یا آجری که گوشه آن شکسته است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کله گوش. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) خشت یا آجری که گوشه آن شکسته است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
خشت یا آجری که گوشه آن شکسته است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صدائی آشنا آمد به گوش من که از شادی نه سر را از کله دانستمی نه موزه را از پا
💡 ز مستی کله برده بر طرف گوش چو مستان برآورده از می خروش
💡 چون شدی سر خوش زصهبا برشکن طرف کله حلقه ها از زلف مهر و ماه را در گوش کن
💡 غم دستار و کله بود ازین پیش و کنون بیم آنست که خود گوش بسر نتوان داشت
💡 آن کله با کوی صوف موج زن در اتصال حلقه گویی به گوش موج دریا میکنند