بغت. [ ب َ ] ( ع ق ) ناگاه.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بَغتَة. بَغتَةً. ( منتهی الارب ). و رجوع به دو کلمه مذکور شود.
بغت. [ ب َ ] ( ع مص ) ناگاه آمدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). ناگاه درآمدن کسی را. ( از ناظم الاطباء ). || مرگ ناگهان کسی را فرا گرفتن. ناگهان مردن و فعل آن بصورت مجهول آید. ( از دزی ج 1 ص 101 ).
بغة. [ ب ُغ ْ غ َ ] ( ع اِ ) مؤنث بغ. شتر ماده ریزه. ( منتهی الارب ). در تداول دهقانان گاو نر. ( یادداشت لغتنامه ).
ناگاه آمدن کسی را.ناگاه در آمدن کسی را. یا مرگ ناگهان کسی را فرا گرفتن. ناگهان مردن و فعل آن بصورت مجهول آید.
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱۳(بار)
ناگهان. (مجمع البیان و مفردات)، پس آنها را ناگهان در حالی که نمیدانستند گرفتیم. این کلمه در قرآن مجید 13 بار به کار رفته و همه درباره ناگهانی بودن قیامت و عذاب دنیوی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ( و ان طائفتان من المؤ منين اقتتلوا فاصلحوا بينهما فان بغت احديهما على الاخرىفقاتلوا التى تبغى حق تنى ء الى اءمر الله.(529) )
💡 و ان طـائفتان من المؤ منين اقتتلوا فاءصلحوا بينهما فان بغت احدئهما على الا خرى فقاتلواالتـى تـبـغـى حـتـى تـفـى ء الى اءمـر الله فـان فـاءت فـاءصـلحـوا بـيـنـهـمـابالعدل و اءقسطوا ان الله يحب المقسطين(9)
💡 سـپس وظيفه دوم را چنين بيان مى كند: (و اگر يكى از اين دو گروه بر ديگرى تجاوز وسـتـم، و تـسـليم پيشنهاد صلح نشد، شما موظفيد با طايفه باغى و ظالم پيكار كنيد، تابـه فـرمـان خـدا بـازگردد و گردن نهد) (فان بغت احداهما على الاخرى فقاتلوا التىتبغى حتى تفى ء الى امر الله ).
💡 و اين روايات به ظاهرشان با عقل و اعتبار صحيح درست در نمى آيد، و همچنين با رواياتصحيحه اى كه دستور دفاع از جان خود و دفاع از حق مى دهد نمى سازد، و چگونهقابل قبول است، با اينكه خداى تعالى فرموده: (و ان طائفتان من المؤ منين اقتتلوافاصلحوا بينهما، فان بغت احديهما على الاخرى فقاتلوا التى تبغى حتى تفى ء الى امرالله ).