بازوبندی

لغت نامه دهخدا

بازوبندی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بازوبند:قرآن بازوبندی. ( یادداشت مؤلف ). || نوعی نقش قالی. گل بازوبندی در قالی. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با بازوبندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حلقه یا بازوبندی طلایی به نام دروپنیر، کلاغ (هاگین و مانین)، اسب (اسلیپنیر)، گرگ (گری و فرکی) (البته گرگ یکی از نشانه‌های لوکی نیز می‌باشد همچنین دشمن اصلی اودین گرگی غول پیکر به نام فنریر است)، و نیزه معروفش گونگنیر است.

💡 نقوش مورد استفاده در رشتی دوزی عبارتند از بازوبندی، بند رومی، بته جفه ترمه‌ای، گل بادامی، بته جقه‌ای شاخ گوزنی، بته جقه قهر و آشتی، گل و بوته، گل و مرغ و...

💡 یونیفرم اعضای حزب پیراهن سیاه بود که عقابی برنزی به سینه می‌زدند و بازوبندی که شکل عقاب داشت را هم به بازو می‌بستند این عقاب طرح ساده ای داشت: بال‌هایش را راست گشوده بود وخودش راست

💡 روی پیراهن پوشیده می‌شود که از جنسِ مخمل است. همچنین زنان بازوبندی (بازی‌بند) نیز به‌دست می‌کنند که با مهره‌های رنگی و سنگ تزیین می‌شود. البته استفاده از آن خیلی رایج نیست و بیشتر در مراسم عروسی پوشیده می‌شود.

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز