بلا اراده

لغت نامه دهخدا

( بلاارادة ) بلاارادة. [ ب ِ اِ دَ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + اراده ) بدون اراده. بی خویشتن. مقابل بااراده. ( از فرهنگ فارسی معین ). مقابل ارادی. غیرارادی. سهواً. ندانسته. نفهمیده. نه برقصد.

فرهنگ فارسی

بی خویشتن بدون ارداه مقابل بالاراده.
بدون اراده ٠ بی خویشتن ٠ مقابل بالاراده ٠ مقابل ارادی ٠ غیر ارادی ٠ سهوا ٠ ندانسته ٠ نفهمیده ٠ نه برقصد ٠

جمله سازی با بلا اراده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر به تاريخ عرب قبل از اسلام باز گرديم و وضع زنان را در آن جامعه بررسىكنيم كه چگونه از ابتدائيترين حقوق انسانى محروم بودند، و حتى گاهى حق حيات براىآنها قائل نمى شدند و پس از تولد آنها را زنده بگور مى كردند، و نيز اگر به وضعزن در دنياى امروز كه به صورت عروسك بلا اراده اى در دست گروهى از انسان نماهاىمدعى تمدن در آمده بنگريم تصديق خواهيم كرد كه اسلام چه خدمت بزرگى به جنس زنكرده و چه حق عظيمى بر آنها دارد؟!.

ایلی یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز