نفهمیده

لغت نامه دهخدا

نفهمیده. [ ن َ ف َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نفهم.نافهم. || ( ق مرکب ) نادانسته. بی تأمل.

فرهنگ فارسی

نفهم ٠ نا فهم یا نا دانسته ٠ بی تامل ٠

جمله سازی با نفهمیده

💡 دست و دامان تهی رفت برون از گلزار هر که از مردم فهمیده، نفهمیده گذشت

💡 حرفی که نفهمیده چه گفتن چه شنیدن درد دل ما هیچ بود مطلب ما هیچ

💡 به هرکسی نظر از شیوه دگر داری کسی درست نفهمیده ریو و رنگ تو را

💡 دشمن ما رایش آلمان است و نه نازیسم، و هر کس که هنوز این را نفهمیده است، هیچ چیز را نفهمیده است.

💡 شبی چو چشم عزیزان به روی هم روشن غم زمانه نفهمیده چون دل آزاد

💡 غم نفهمیده است هر کس ساده لوح افتاده است هر که این آیینه دارد در بغل اسکندرست

نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
سایکو یعنی چه؟
سایکو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز