بد بردن

لغت نامه دهخدا

بد بردن. [ ب َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) رنجیده کردن و آزردن. ( آنندراج ). رنجه کردن و آزار کردن. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با بد بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت: کمال معرفت نفس گمان بد بردن است (بدو)، و هرگز گمان نیکو نابردن.

💡 همی‌برد هرکس که بد بردنی به راهی که موسیل بود ارمنی

💡 و گفت: گمان نیکو بردن به خدای غایت معرفت بود به حق وگمان بد بردن به نفش اصل معرفت بود به نفس.