بی انضباط
مترادفها
بینظم، بیقید و بند
متضادها
با انضباط، منظم، منضبط
فرهنگ معین
(اِ ض ِ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) ۱ - آن که در هیچ چیز نظم ندارد. ۲ - بی عصمت، بی تربیت، بی نظم.
فرهنگ عمید
بی نظم وترتیب.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه در هیچ چیز ضبط خود نتواند کرد. ۲ - بی عصمت بی ترتیب بی نظم.
ویکی واژه
آن که در هیچ چیز نظم ندارد.
بی عصمت، بی تربیت، بی نظم.
جمله سازی با بی انضباط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیویورک تایمز در ۲۶ فروردین ۱۳۵۹ یا ۱۹۸۰/۴/۱۵: «از زمانی که ایران شاهنشاهی به ایران انقلابی تبدیل شده، نیروهای مسلحش به نیروهای بی انضباطی تبدیل شدهاند. بر اساس یک تخمین تمامی هواپیماهای پیشرفته اف-۱۴ تام کت ایران زمین گیر شدهاند و تنها نیمی از اف-۴ها و اف-۵های ایران قابل استفادهاند.»
💡 انتشار بانکچک، و ایرانچک، بانکها تا سال ۱۳۸۷ همچنان ادامه یافت. نسبت مانده مجاز چک پولهای صادره بانکها حداکثر ۴۰ درصد بود که بانک میتوانست تا سه ماه این نسبت را رعایت نکند. این موضوع باعث بی انضباطی و خلق پول توسط بانکها شد.
💡 نیویورک تایمز در ۲۶ فروردین ۱۳۵۹ یا ۱۹۸۰/۴/۱۵: «از زمانی که ایران شاهنشاهی به ایران انقلابی تبدیل شده، نیروهای مسلحش به نیروهای بی انضباطی تبدیل شدهاند. بر اساس یک تخمین تمامی هواپیماهای پیشرفته اف-۱۴ تام کت ایران زمین گیر شدهاند و تنها نیمی از اف-۴ها و اف-۵های ایران قابل استفادهاند.»