بی انصاف

فرهنگ معین

(اِ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) ۱ - آن که از راه عدالت منحرف گردد. ۲ - ظالم، ستمکار، بیدادگر.

فرهنگ عمید

ستمکار، ظالم، بیدادگر.

ویکی واژه

آن که از راه عدالت منحرف گردد.
ظالم، ستمکار، بیدادگر.

جمله سازی با بی انصاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عدل او با چرخ بی انصاف جوید داوری هر کجا انصاف باشد، داوری کردن سزد

💡 از آن دزدان ناموزون بی انصاف ناشاعر شد آن مقدارها بیقدر آیین سخندانی

💡 غم مخور صائب ز بی انصافیِ هم‌گوهران خسروِ صاحبقران چون می کند تحسین ترا

💡 در چنین وقتی که می باید گزیدن دست و لب صائب از ما چرخ بی انصاف، دندان را گرفت

💡 او (خدا) روز مشخصی را تعیین کرده، که در آن به قضاوت جهان می‌پردازد.[پانویس ۱۴] و آنجا رستاخیز مردگان اعم از عادلان و بی انصافان رخ خواهد داد.[پانویس ۱۵]

التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز