بازنشستن

لغت نامه دهخدا

بازنشستن. [ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) نشستن. جلوس. قعود:
شمعبخواهد نشست بازنشین ای غلام
روی تو دیدن بشب روز نماید تمام.سعدی ( طیبات ). || بمجاز، فرونشستن. خاموش شدن:
بر آتش عشق آب تدبیر
چندانکه زدیم بازننشست.سعدی ( خواتیم ).طمع را نه چندان دهان است باز
که بازش نشیند بیک لقمه آز.سعدی ( بوستان ). || پایان یافتن. تمام شدن:
نمیدانند کز بیمار عشقت
حرارت بازننشیند بسردی.سعدی ( طیبات ). || از خواب برخاستن. ( یادداشت مؤلف ). بیدار شدن: پس الیاس گفت اگر روزی که شما بازنشینید این آبهاء شما خشک شده باشد، شماچه خواهید کردن ؟ گفتند: کلنگ و تیشه را کار فرمائیم. آن شب همه بخفتند بامداد که بازنشستند همه را آب بچشم فرو آمده بود و چشمه ها خشک شده، پس آن پیمبر ایشان را گفت کلنگ و تیشه را کار فرمائید. ( اسکندرنامه ٔنسخه نفیسی ).
بیاض روز درآید چو ازدواج سیاه
برهنه بازنشیند یکی سپیداندام.سعدی ( طیبات ). || برخاستن. دوباره زنده شدن:
زندگان را نه عجب گر بتو میلی باشد
مردگان بازنشینند بعشقت ز قبور.سعدی ( طیبات ).

فرهنگ عمید

۱. نشستن.
۲. در جایی قرار گرفتن.
۳. گوشه گیری کردن.
۴. کنار رفتن.
۵. در گوشه ای نشستن و دست از کار برداشتن در زمان پیری.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بر کنار رفتن از کار و خدمت تقاعد. ۲ - گوشه گیری کردن.

جمله سازی با بازنشستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «آزادی‌ای که من ۲۰ سال پیش خواستار آن بودم آزادی زیستن به عنوان فردی با عزت، صداقت، شرافت، اشتیاق و غرور بود که ذات شخص را تشکیل می‌دهد. آزادی دویدن، فریاد زدن، بلند صحبت کردن و با پاهای بازنشستن. آزادی شناختن و عاشق زمین و هر آنچه که روی آن شنا می‌کند، می‌خزد... بودن. اکثر زنان جهان هنوز می‌ترسند، هنوز گرسنه‌اند، هنوز خاموشند و از جانب دین اسیر انواع نقابها و بندها، تحقیرها و ستم‌ها هستند.»

💡 معنای این عبارت آن است که تحصیل کمال همه وقت، چه هنگام جوانی چه هنگام پیری ممکن است. از این رو بازنشستن از اکتساب فضیلت در هیچ زمان شایسته نیست.

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز