لغت نامه دهخدا
بازار گرم. [ رِ گ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بازار بارونق، رایج، پرخریدوفروش، بسیارمعامله.
بازار گرم. [ رِ گ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بازار بارونق، رایج، پرخریدوفروش، بسیارمعامله.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن مایه از کجاست کسی را که همچو من بازار گرم ابر گهربار بشکند؟
💡 تو را بازار گرم و من زرشک نو خریداران از آن بازار در آزار از آن آزار در آذر
💡 گشته در مصر ارادت عشق را بازار گرم مژده یوسف به این بازار کی خواهد رسید
💡 جذبهٔ خواهش چو بخشش را کند بازار گرم از سخا و بخشش و احسان من یاد آورید
💡 ز بس موج سرشکم گوهر ارزان کرده میترسم فلک بازار گرم کان و دریا را دکان بندد