کمین کردن

لغت نامه دهخدا

کمین کردن. [ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پنهان شدن به قصد کسی یا چیزی. ( ناظم الاطباء ). پنهان شدن به قصد دشمن یاصید و ناگاه بدر آمدن و بر او زدن. ( فرهنگ فارسی معین ). کمین ساختن. کمین زدن. کمین گرفتن:
چو بیژن همی کینه را راست کرد
به ایرانیان بر کمین خواست کرد.فردوسی.چند جا کمین باید کردبا سواری دوهزار خویشتن را نمود و آویزشی قوی کرد پس پشت بداد تا ایشان آیند و... ( تاریخ بیهقی چ ادیب،ص 664 ).
اگر مرگ بر ما نکردی کمین
ز بس جانور تنگ بودی زمین.اسدی.آن کیست کو به شاهی بر تو کند کمینی
وان کیست کو به مردی در تو کشد کمانی.امیرمعزی ( از آنندراج ذیل کمین ).از طرفی رخنه دین می کنند
وز دگر اطراف کمین می کنند.نظامی.ز فن آسمانم کمین کرده است
به کشتی مرا در زمین کرده است.ملاطغرا ( از آنندراج ذیل کمین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پنهان شدن بقصد دشمن یا صید و ناگاه بدر آمدن و بر او زدن: آن کیست کو بشاهی بر تو کند کمینی وان کیست کو بمردی در تو کشد کمانی ? ( معزی )

جمله سازی با کمین کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غبار نیستیم در کمین ایمایی است هنوزم از عدم آواز می توان کردن

💡 عنکبوت‌های تارافکن دارای عدسی‌های چشمی بزرگی هستند که به آن‌ها حتی شب هنگام و با جمع‌آوری نوری اندک دید با کیفیت و وسیع داده است. به هر حال بیشتر عنکبوت‌ها که لابلای گل‌ها، شبکه تارها یا دیگر موقعیت‌های ثابت برای شکار کمین می‌کنند، بینایی بسیار کمی دارند. در عوض آن‌ها حساسیت فوق‌العاده ای در برابر ارتعاشات دارند که به آن‌ها درگرفتن شکار کمک می‌کند. حس کردن این ارتعاشات توسط حسگرهای قوی می‌تواند روی سطح آب یا خاک یا شبکه تاری آن‌ها باشد. همچنین تغییرات فشار هوا که آن نیز در شکار جانوران دیگر مؤثر است.

فرایند یعنی چه؟
فرایند یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز