پی گرفتن

لغت نامه دهخدا

پی گرفتن. [ پ َ / پ ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب )دنبال گرفتن. در عقب رفتن. تعقیب کردن:
تو به آواز چرا میرمی از شیر خدا
چون پی شیر نگیری و نباشی نخجیر.ناصرخسرو.ز گرمی روی خسرو خوی گرفته
صبوح خرمی را پی گرفته.نظامی.گریزان ره خانه را پی گرفت
شبی چند با عاملان می گرفت.نظامی.بلاجوی راه بنی طی گرفت
بکشتن جوانمرد را پی گرفت.سعدی.شبی خفته بودم بعزم سفر
پی کاروانی گرفتم سحر.سعدی.آن پی مهر تو گیرد که نگیرد غم خویشش
وآن سر وصل تو دارد که نباشد غم جانش.سعدی.زآن میی کز کام بویش تا نشد اندر دماغ
هیچ غم از طبعاهل فضل برنگرفت پی.( از صحاح الفرس ). || رد پای برداشتن. بر اثر پای رفتن:
گراز گریزنده را پی گرفت
شبیخون زد و راه بر وی گرفت.نظامی. || در تداول خراسان، وقتی برف آب نشود و زمین را فروپوشد و استوارنشیند، گویند برف پی گرفته است.
- پی در گرفتن؛ رد پای برداشتن:
نقیبان راه جوئی برگرفتند
پی فرهاد را پی درگرفتند.نظامی.

جمله سازی با پی گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سابق بيان اينكه مالكيت خداى تعالى به چه معنا است ؟ مكرر گذشت ووكيل بودن حضرتش بدين جهت است كه او به امور بندگانش و شؤ ون آنها قيام مى كند ودر اين كار خودش به تنهائى كافى است و احتياجى به گرفتن كمك ندارد، در نتيجهاگر اعمال مردمى را نپسندد و از اعمال نكوهيده آنان به خشم آيد، مى تواند براى اينكهامور به دست آنان جارى نشود به كلى آن قوم را از بين ببرد و قومى ديگر جايگزينآنان كند، همچنانكه مى تواند به تقدم پيشرفت آن قوم خاتمه داده، قومى ديگر را تقدمببخشد و آن قوم را زير دست و خوار در برابر اين قوم كند، با اين معنائى كه ما براىجمله مورد بحث كرديم و سياق هم آن را تاييد كرد جمله: (ان يشا يذهبكم ايها الناس...)كه در آيه بعدى است با آيه مورد بحث مرتبط مى شود0

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز