لغت نامه دهخدا
( آلوده کش ) آلوده کش. [ دَ / دِ ک َ ] ( ص مرکب ) ( از: آلوده، مُلوث + کَش، بغل و تهیگاه ) بی عفاف:
یکی آلوده کش باشد که شهری را بیالاید
هم از گاوان یکی باشد که گاوان را کند ریخن.رودکی ( از فرهنگ اسدی، نسخه خطی قدیم ).
( آلوده کش ) آلوده کش. [ دَ / دِ ک َ ] ( ص مرکب ) ( از: آلوده، مُلوث + کَش، بغل و تهیگاه ) بی عفاف:
یکی آلوده کش باشد که شهری را بیالاید
هم از گاوان یکی باشد که گاوان را کند ریخن.رودکی ( از فرهنگ اسدی، نسخه خطی قدیم ).
( آلوده کش ) بی عفاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوانان اگر به سعادت و كاميابى خود علاقه دارند، موظف اند از دانش دنياى غرب استفادهكنند، آن را به خوبى فرا گيرند و جامعه خود را از فوايد انقلاب صنعتى برخوردارسازند، ولى از گناهان و ناپاكى هايش برحذر باشند، دامن خويش را به پليدى هاىمعاصى الوده ننمايند و خود را به عوارض شوم گناهان مبتلا نسازند.
💡 ابن فقیه از سلیمان ابن عبدالله نقل میکند که در نزدیکی روستای طاق محلی است که اگر کسی انجا را به کثافت الوده کند بادی تند می وزد و بارانی سخت میبارد تا ان کثافت را پاک کند.