بردین. [ ب َ ] ( اِ ) دُرْد و فضله و سفل چیزی. ( از آنندراج ).
بردین. [ ب َ ] ( اِخ ) تیره ای از اسیوند هفت لنگ بختیاری. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 73 ).
بردین. [ ب َ دَ ] ( ع اِ ) تثنیه برد در حالت نصبی و جری، بمعنی صبح و شام. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). حدیث: من صلی البردین دخل الجنة. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
تثنیه برد در حالت نصبی و جری بمعنی صبح و شام.
تیره از اسیوند هفت لنگ بختیاری.
اسم: بردین (پسر) (لری) (تلفظ: bardin) (فارسی: بردین) (انگلیسی: bardin)
معنی: همچون سنگ رویین تن
بردین ( به آلمانی: Breddin ) یک شهر در آلمان است که در اوست پریگنیتس - روپین واقع شده است. بردین ۱٬۰۴۲ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بردین نکوست تکیه، ولی بهتر اوفتاد آن بنده را، که برکرم حق توکل است
💡 این جزیره در فاصلهٔ کمی در جنوب جزیره بردین قرار گرفتهاست.
💡 سراب بردین، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خرمآباد در استان لرستان ایران است.
💡 در فاصلهای کم در جنوب بردین نیز جزیرهای به نام سنگو واقع شدهاست.
💡 دارد سر غوغا بدلم آن بت چین بردین بیقین آن بت چین کرده کمین