لغت نامه دهخدا
( آب پاشی ) آب پاشی. ( حامص مرکب ) عمل آب پاشیدن بر گل و جز آن.
( آب پاشی ) آب پاشی. ( حامص مرکب ) عمل آب پاشیدن بر گل و جز آن.
( آب پاشی ) شغل و عمل آب پاش، پاشیدن آب بر زمین و باغچه و گل یا چیز دیگر.
( آب پاشی ) پاشیدن آب با آب پاش و مانند آن بر زمین و باغچه و جز آن.
عمل آب پاشیدن بر گل و جز آن
[ویکی فقه] آب پاشی. آب پاشى همان پاشیدن و پراکندن آب با دست یا سایر اشیاء است که از احکام آن در باب هاى طهارت و دیات سخن گفته شده است.
آب پاشی یعنی پاشیدن آب.
احکام آب پاشی در باب طهارت
پاشیدن آب در این موارد مستحب است:۱. روى قبر.
جواهر الکلام، ج۴، ص۳۱۶.
۱. ↑ جواهر الکلام، ج۴، ص۳۱۶.
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر در عاشقی صد جان به پاشی چو در بینی تو خود معشوق باشی
💡 - سم پاشی با بردوفیکس ۱۰ در هزار پس از ریزش ۷۰ درصد برگها در پاییز
💡 قدر درم و قیمت دینار ببردی از بس که درم پاشی و دینار بباری
💡 شمس ملک و دین که خورشید از لقب پاشی او در جهانگیری بشرق و غرب دارد اشتهار
💡 سم پاشی فیلمی به کارگردانی و نویسندگی علی یاور و تهیهکنندگی محمدعلی سجادی محصول سال ۱۳۹٨ است.
💡 چون بهزخم من از احسان نگذاری مرهم نمک ازبهر چه می پاشی وآزارت چیست