ساسه

لغت نامه دهخدا

( ساسة ) ساسة. [ س َ ] ( ع اِ ) ج ِ سائس بمعنی نگهبان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
ساسة. [ س َ ] ( اِخ ) موضعی است که اقامتگاه ساعده بطنی از بطون غزیه بوده است. ( صبح الاعشی ج 1 ص 324 ).

فرهنگ فارسی

موضعی است که اقامتگاه ساعده بطنی از بطون غزیه بوده است

دانشنامه عمومی

ساسه ( به لاتین: Sääse ) یک منطقهٔ مسکونی در استونی است که در دهستان تامسالو واقع شده است.

جمله سازی با ساسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سياست به معناى اينكه جامعه را راه ببرد و هدايت كند به آنجايى كه صلاح جامعه وصلاح افراد هست، اين در روايات ما براى نبى اكرم با لفظ سياست ثابت شده است و دردعاى، در زيارت جامعه ظاهرا هست كه ساسه العباد هم هست، در آن روايت هم هست كه پيغمبراكرم مبعوث شد كه سياست امت را متكفل باشد.

💡 شهر ساسه‌بو، ناگازاکی خواهرخواندهٔ بندر کافس هست.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز