روا دیدن

لغت نامه دهخدا

روا دیدن. [ رَ دی دَ ] ( مص مرکب ) جایز دانستن.بمصلحت دیدن. پسندیده و مطلوب داشتن. مجاز شمردن. روا داشتن. رجوع به روا داشتن و روا شود:
که شهری خنک بود و روشن هوا
از آنجاگذشتن ندیدی روا.فردوسی.سر باره دژ بد اندر هوا
ندیدند جنگ هوا را روا.فردوسی.چنان پروریدش که باد هوا
بر او برگذشتن ندیدی روا.فردوسی.نه آزار زن جست رای عزیز
نه آزار یوسف روا دید نیز.شمسی ( یوسف و زلیخا ).نیز نبینم روا اگر نه بگویمت
بر مگسی خوب نیست ضربت فرهاد.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

جایز دانستن بمصلحت دیدن پسندیده و مطلوب داشتن مجاز شمردن

جمله سازی با روا دیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ستم و ظلم بیش ازین نتوان بر من خسته دل روا دیدن

پهلوگاه یعنی چه؟
پهلوگاه یعنی چه؟
ترف با یعنی چه؟
ترف با یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز