انطفا

لغت نامه دهخدا

انطفا. [ اِ طِ] ( ع مص ) فرومردن ِ آتش چراغ. ( غیاث اللغات ). خاموش شدگی. فرونشستگی. ( ناظم الاطباء ). خاموشی:
جان ناری یافت از وی انطفا
مرد، پوشید از قبای او قبا.مولوی.و رجوع به انطفاء شود.

فرهنگ عمید

خاموش شدن، فرونشستن آتش.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) خاموش شدن ( آتش ) فرو نشستن ( آتش ) فرو مردن. ۲ - ( اسم ) خاموشی فرو نشستگی.

جمله سازی با انطفا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یافت از پرتو صیت صفتش در بغداد انطفا نایره شهره نوشروانی

💡 جان ناری یافت از وی انطفا مرده پوشید از بقای او قبا

💡 چون ز آبروی فخر بشر گیرد انطفا گو بولهب ز آتش کین التهاب خواه

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز