خدابین

لغت نامه دهخدا

خدابین. [ خ ُ ] ( نف مرکب ) آنکه در کارها به خدا توجه دارد. متوجه بحق. مقابل خودبین. خداشناس:
مبین در خود که خودبین را نظر نیست
خدابین شو که خود دیدن هنر نیست.نظامی.خدابین شو که پیش اهل بینش
تنک باشد حجاب آفرینش.نظامی.- امثال:
هیچ خودبین خدابین نبود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه در اعمال و رفتار خود متوجه خدا باشد.

جمله سازی با خدابین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خدابین باش ای شیخ جهان تو مخور غم اندر این دور زمان تو

💡 نه آن حکمت که مایه گفت و گوی است از آن حکمت که گردد جان خدابین

💡 چه منصور است جان جان و رابین حقیقت این زمان دید خدابین

💡 نه زان حکمت که مایه گفت و گوی است از آن حکمت که جان گردد خدابین

💡 خدابین باش همچون دید ایشان که بینی در عیان توحید ایشان

💡 خدابین بود خود را بود او بین مبین بَد جملگی او رانکو بین

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز