بی موسم

لغت نامه دهخدا

بی موسم. [ م َ / مُو س ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + موسم عربی ) خارج از فصل و بی هنگام و بی موقع. غیرفصل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به موسم شود.

جمله سازی با بی موسم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلش بحری که گوهر بر سر آرد کفش ابری که بی موسم ببارد

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز