لغت نامه دهخدا
بی دینار. ( ص مرکب ) ( از: بی + دینار ) بی پول. مفلس. بی زر:
سؤال کردم گل را که بر که میخندی
جواب داد که بر عاشقان بی دینار.عمادی شهریاری.رجوع به دینار شود.
بی دینار. ( ص مرکب ) ( از: بی + دینار ) بی پول. مفلس. بی زر:
سؤال کردم گل را که بر که میخندی
جواب داد که بر عاشقان بی دینار.عمادی شهریاری.رجوع به دینار شود.
بی پول ٠ مفلس ٠ بی زر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوال کردم گل را که بر که می خندی؟ جواب داد که بر عاشقان بی دینار