لغت نامه دهخدا
بدائه. [ ب َ ءِه ْ ] ( ع اِ ) ج ِ بَداهة. ( از ناظم الاطباء ) ( از معجم متن اللغة ). || بدایع وعجایب: له بدائه فی الکلام و الشعر و الجواب؛ ای بدائع و عجائب. ( اقرب الموارد ). و رجوع به بداهة شود.
بدائه. [ ب َ ءِه ْ ] ( ع اِ ) ج ِ بَداهة. ( از ناظم الاطباء ) ( از معجم متن اللغة ). || بدایع وعجایب: له بدائه فی الکلام و الشعر و الجواب؛ ای بدائع و عجائب. ( اقرب الموارد ). و رجوع به بداهة شود.
بدایع و عجایب.
اول هر چیز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دنف یذوب بدائه والموت دون بلائه