لغت نامه دهخدا
بدائع. [ ب َ ءِ ] ( ع ص ِ، اِ ) بدایع. ج ِبدیعة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ج ِ بدیع. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بدایع و بدیعة شود.
بدائع. [ ب َ ءِ ] ( ع ص ِ، اِ ) بدایع. ج ِبدیعة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ج ِ بدیع. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بدایع و بدیعة شود.
( اسم ) جمع بدیعه تازهها نو آیینها نوها: بدایع اشعار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این قلعه در شهرستان رستاق (به عربی: ولایة رستاق) یکی از شهرستانهای استان باطنه واقع شدهاست. یکی از زیباترین بدائع فن معماری اسلامی عمانی است. در سال (۱۷۱۱م) توسط الإمام سلطان بن سیف بن سلطان الیعربی بنیادگذاری شدهاست. وی فرزند الامام الملقب به قید الأرض میباشد.