لغت نامه دهخدا
بزد. [ب ُ / ب ُ زَ ] ( فعل ) از مصدر بختن یا بوختن و از مصدر دوم آن بزشن یعنی رهائی بخشیدن: بُزد؛ رهائی می بخشد. مهبزد؛ ماه نجات می دهد. ابوعلی ابزون مهبزد المجوسی شاعر است. ابزون. رجوع به ابوعلی ابزون... شود.
بزد. [ب ُ / ب ُ زَ ] ( فعل ) از مصدر بختن یا بوختن و از مصدر دوم آن بزشن یعنی رهائی بخشیدن: بُزد؛ رهائی می بخشد. مهبزد؛ ماه نجات می دهد. ابوعلی ابزون مهبزد المجوسی شاعر است. ابزون. رجوع به ابوعلی ابزون... شود.
از مصدر بختن یا بوختن و از مصدر دوم آن بزشن یعنی رهائی بخشیدن بزد.
بِزد روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تربت جام در استان خراسان رضوی است.
روستای بزد از توابع شهرستان تربت جام و در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی این شهر و ۱۹۰ کیلومتری مشهد قرار گرفته است. ارتفاع این روستا از سطح دریا ۱۲۸۰ متر می باشد. ارتفاعات مشرف به روستا بخصوص کوه های دو شاخ و بزد، با چشم اندازهای بسیار زیبا، از جاذبه های طبیعی کم نظیر روستاست.
این روستا در دهستان میان جام قرار دارد و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ( ۶۶۳خانوار ) ۲٬۸۲۱نفر بوده است.
راه دسترسی به روستا آسفالته و بسیار مناسب می باشد.
قله بزد دارای ارتفاع ۲۸۵۸ متر از سطح دریا است و دامنه های آن پوشیده از جنگل های ارس است.
• مسجد نور
↑ «نتایج سرشماری ایران در سال ۱۳۸۵». درگاه ملی آمار. بایگانی شده از روی نسخه اصلی در ۲۱ آبان ۱۳۹۲.
• روستاهای شهرستان تربت جام
• مختصات در ویکی داده
• مقاله های روستاهای ایران
• همه مقاله های خرد
• مقاله های خرد روستاها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن جوان نعره اى ديگر بزد و جان به حق تسليم كرد به كار وى قيام نمودم چون جامه ازتن وى باز كردم بر سينه وى نوشته اى ديدم به خطى سبز فهو فى عيشة راضيدفى جنة عالية (494)
💡 بزد یک تازیانه سخت بروی بدو گفتا که هان ای بیخبر هی
💡 وى نعره اى بزد و بيهوش شد چون باهوش آمد گفت: زيادت گردان. گفتم: يا ايهاالذين آمنوا قوا انفسكم و اهليكم نارا وقودها الناس والحجارة (493)
💡 حضرت او را در دامن گرفت و او را تسلى ميداد كه (حرمله ) او را تيرى بزد و شهيدكرد.
💡 خروشید و آمد بر شاه زود بزد چنگ و شه را ز زین درربود
💡 بیاویخت از بازویش گرز جنگ بزد بر کمربندش از باد چنگ