واژه «برون شد» در زبان فارسی به معنای محل خروج، نقطه بیرون آمدن یا جایگاه خارج شدن چیزی از یک مکان است و بیشتر در متون کهن و ادبی به صورت اسمی به کار رفته است. این واژه از ترکیب «برون» به معنای بیرون و خارج و «شد» که در اینجا نقش اسمسازی یا حالت اسمی پیدا کرده، تشکیل شده و در مجموع به مفهوم مکانی اشاره دارد که از آن چیزی خارج میشود. هنگامی که گفته میشود «برون شد»، منظور نقطه یا مسیر خروج از یک فضا یا مکان مشخص است. این واژه در متون قدیمی فارسی و شعرهای کلاسیک کاربرد داشته و برای بیان مفاهیم مکانی و توصیفی به کار میرفته است. برای مثال، ممکن است در یک متن ادبی به صورت کنایهای از «راه برون شد» سخن گفته شود که به معنای مسیر خروج یا راه بیرون رفتن است. در این کاربرد، واژه بیشتر جنبه توصیفی و مکانی دارد و به حرکت از درون به بیرون اشاره میکند. در زبان امروز، معادل سادهتر آن میتواند «محل خروج» یا «راه خروج» باشد. این واژه در برابر مفاهیمی مانند ورودگاه، مدخل یا آغاز قرار میگیرد که نشاندهنده ورود به یک فضا هستند. بنابراین، «برون شد» به معنای محل یا مسیر خروج است که در متون ادبی فارسی برای بیان نقطهٔ بیرون آمدن یا راه خروج از یک مکان به کار میرود.
برون شد
لغت نامه دهخدا
برون شد. [ ب ِ / ب ُ ش ُ ] ( اِ مرکب ) مخرج. محل بیرون شدن. بیرون شد:
چو نظم مدح تو آغاز کردم اندر وقت
به من نماید راه برون شد و انجام.سوزنی.
فرهنگ فارسی
مخرج محل بیرون شدن.
جمله سازی با برون شد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواجو ز سفر عزم وطن کرد ولیکن مرغی که برون شد ز قفس باز نیاید
💡 به از عزت یافت دیدار الهی برون شد کارش از عین تباهی
💡 چو شمع دل ز دست او زبون شد ز کف سر رشته عقلش برون شد
💡 طفل محروم شکسته دل بیچاره من کام نادیده به ناکام برون شد ز جهان
💡 نیست گردان بدستش آنکس را کو برون شد ز عهد و از پیمان