واژه «بتشکن» در زبان فارسی به فردی گفته میشود که با باورها، سنتها یا ساختارهای نادرست و غلط رایج در جامعه مخالفت میکند و آنها را از بین میبرد یا اصلاح مینماید. این واژه معمولاً برای توصیف شخصی به کار میرود که در برابر عقاید خرافی، ظلم، جهل یا باورهای اشتباه میایستد و با شجاعت و آگاهی تلاش میکند آنها را در هم بشکند. بتشکن در معنای تاریخی و فرهنگی خود به کسانی اشاره دارد که با شکستن بتهای فیزیکی یا نمادین، پیام توحید، آگاهی یا اصلاح اجتماعی را گسترش دادهاند. در ادبیات فارسی و دینی، این واژه بار معنایی مثبت دارد و نشاندهنده شجاعت، آگاهی و مبارزه با نادرستیها است. بتشکن بودن معمولاً نیازمند قدرت فکری، جرأت اخلاقی و توانایی مقابله با باورهای ریشهدار اجتماعی است. این واژه میتواند هم در معنای واقعی و تاریخی، مانند شکستن بتها، و هم در معنای استعاری برای تغییر افکار غلط به کار رود. در متون فرهنگی، بتشکن به عنوان فردی اصلاحگر و پیشرو شناخته میشود که مسیر جدیدی از آگاهی را برای جامعه ایجاد میکند. این مفهوم نشاندهنده نوعی تحول فکری و اجتماعی است که در آن فرد یا گروهی با سنتهای نادرست مقابله میکنند. همچنین بتشکن بودن میتواند به معنای آزادسازی ذهن انسان از تعصبها و خرافات نیز باشد. بنابراین این کلمه به فردی گفته میشود که با باورها و ساختارهای نادرست مبارزه کرده و آنها را از میان برمیدارد یا اصلاح میکند.
بت شکن
لغت نامه دهخدا
بت شکن. [ب ُ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) که بت شکند. که بتها را براندازد. بت شکننده و خراب کننده بتخانه و زایل کننده بت پرستی. کسی که بت می شکند. ( ناظم الاطباء ):
بنمای بما که ما چه نامیم
وز بتگر و بت شکن کدامیم ؟نظامی.با منت خطاست هم نشستی
من بت شکن و تو بت پرستی.نظامی.بت شکن بوده است اصل اصل ما
چون خلیل حق و جمله انبیا.مولوی.از نصیحتهای تو کر بوده ام
بت شکن دعوی و بتگر بوده ام.مولوی.بت شکن باش تا که چست شوی
بت رها کن که تندرست شوی.اوحدی.من بت شکنم نه بت فروشم.؟- ابراهیم بت شکن؛ کنایه از ابراهیم خلیل اﷲ است.
- محمود بت شکن؛ کنایه از سلطان محمود غزنوی فاتح برخی نواحی هند و از آن جمله سومنات و شکننده بتهای آن بت خانه است:
محمودوار بت شکن هندخوانش از آنک
تاراج هند آز کند لشکر سخاش.خاقانی.
فرهنگ فارسی
که بت شکند
جمله سازی با بت شکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رنجه مساز دل اگر، خون شدت از پدر جگر؛ زان پسر و پدر نگر بت شکنی و بت گری
💡 توئی در کعبه اینجا بت شکن باش چو حق دیدی بحق بنمای دین فاش
💡 نتوان به دخل زلف سخن را ز دست داد هم بت شکن به موقع و هم بتگری بجاست
💡 معاندان بت پندار جمله بشکستند که کار بت شکنی رونق تمام گرفت
💡 هرچه غیر از اوست، سد راه من آن بت ست و غیرت من، بت شکن