باست

لغت نامه دهخدا

باست. ( اِ ) نوعی از اسفناج ( سرمق = سَرمَج: یجمعون البراهمة علی اطعمة متخذة من باست و هو السرمق. ( تحقیق ماللهند بیرونی ص 290 س 2 ).
باست. ( اِخ ) در اساطیر مصری نام خدائی است که سر مجسمه آن به شکل سر گربه ساخته میشده است و هرودوت از آن به «بوباست » نام برده است. این نام از شهر بوباستیس گرفته شده و معبد معتبر این الهه در این شهر بوده است.

فرهنگ فارسی

در اساطیر مصری خدایی است

دانشنامه عمومی

باست ( به فرانسوی: Busset ) یک کمون در فرانسه است که در آلیه واقع شده است. باست ۳۶٫۹۶ کیلومتر مربع مساحت دارد ۵۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با باست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فزایندهٔ کشور باستان به هر جای در پر دلی داستان

💡 منصفان استاد دانندم که از معنی و لفظ شیوهٔ تازه نه رسم باستان آورده‌ام

💡 در این مللک پهناور باستان شهنشاهی من شود داستان

💡 شماری از زنان ایرانی در اعتراض به جان‌باختن مهسا امینی در حرکتی نمادین، با ابراز خشم و سوگ، موهای خود را قیچی کردند. آیین گیسوبران از رسوم دیرینه ایرانیان باستان است.

💡 ز بس طوفان خون آورد شمشیر جهانسوزت ز خاطر باستان را داستان نوح و طوفان شد

💡 ریشهٔ واژهٔ آقا از ترکی باستان می‌آید. در ترکی آقا معنی «برادر بزرگ‌تر» است. آقا معادل عنوان ترکی واژهٔ آکا است.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز