براش

لغت نامه دهخدا

براش. [ ب َ ] ( اِمص ) پاشیدن. ( انجمن آرا ) ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ) ( برهان ). ترشح. || فرونشاندن. ( انجمن آرا ) ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ) ( برهان ). || ( اِ ) خراش و زخم. ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) ( برهان ).

فرهنگ فارسی

پاشیدن یا فرو نشاندن.

جمله سازی با براش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مناطقی با بارش کافی، اغلب اقتصادی تر است که طراحی ساختمان در جهت استفاده از آب باران، همراه با تجهیزات تأمین آب در زمان خشکسالی باشد. آب باران آب مناسب براش شستشو را فراهم می‌کند، اما برای مصارف آب آشامیدنی نیاز به تصفیه آنتی باکتریال، مکمل‌های معدنی یا معدنی سازی دارد.

💡 «من باور دارم که جذب شدن نباید جنسیت محور باشد و اینکه همجنسگرا هستی یا نه نباید ویژگی شخصیتی اولت باشه. گرایش جنسی شما تمام کسی که هستید نیست و به همین دلیل من بیشتر به شناختن سدی اهمیت می‌دادم. مشکل همجنسگرا بودن یا نبودن نبود. سدی اتفاقات زیادی براش افتاده بود و لایه‌های زیادی برای کشف کردن داشت.»

💡 فتوشاپ با ابزار براش و استفاده از رنگ شما را قادر به تولید تصاویر حرفه ای و رؤیایی می‌کند، با تولید براش‌های حرفه ای و مختلف می‌توانید تقارن و زیبایی را به تصاویرتان ببخشید

💡 آقاى افراسيابى: از سهم امام استفاده نمى كردند. يك مقدار گوسفند و... داشتند، دادهبودند دست مال دارها. از همان درآمد جزئى كه بدست مى آوردند، استفاده مى كردند. عرضكنم از لحاظ وضع معيشت جورى نبود كه بريز و بپاش داشته باشند، نسبت به رفقاىخود خيلى ندار بودند. در عين حال بچه ها را كاملا مواظب بودند كه مبادا يك وقت كمبودىاحساس كنند و اين براشون عقده بشه.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز