بر مقتضا
مترادفها
طبق، بر اساس، بر پایه
لغت نامه دهخدا
برمقتضا. [ ب َ م ُ ت َ ] ( ق مرکب ) مطابق و موافق. ( ناظم الاطباء ).
- برمقتضای صلح؛ موافق صلح. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
مطابق و موافق بر مقتضای صلح.
جمله سازی با بر مقتضا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا قبول شاه یابد خشت زرین می کشد صبحدم بر مقتضای (نعم اجر العاملین)
💡 دهم عفوست باید که عفو را کار فرماید تا اگر از مرید حرکتی بر مقتضای بشریت در وجود آید از آن درگذرد و از وی درگذارد.
💡 تن میکند از جان طرب جان دارد از جانان طرب بر مقتضای روحها جنبش کند تمثالها
💡 آنچ از این ملتمس صواب و خطاست تا چه بر مقتضای رای شماست
💡 گرچه از روی کرم بر مقتضای رسم خویش در حق کمن کرد سعیی کلک گوهربار تو