دور ماندن

لغت نامه دهخدا

دور ماندن. ( مص مرکب ) دور افتادن. جدا ماندن. جدا شدن. مفارقت یافتن. جدا افتادن. ( از یادداشت مؤلف ): شغر؛ دور ماندن شهر از سلطان. ( منتهی الارب ). حشور؛ غایب شدن از اهل خود و دور ماندن. ( منتهی الارب ):
دور ماند از سرای خویش و تبار
نسری ساخت بر سر کهسار.رودکی.هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش.مولوی.- دورماندن از چیزی مانند رسم و آیین و پیمان؛ دور افتادن از آن. دوری کردن از آن. محروم ماندن از آن. روگردان شدن و جدا ماندن از آن:
کسی کو بپیچد ز فرمان تو
و گر دور ماند ز پیمان تو.فردوسی.همی دور مانی ز رسم کهن
براندازه باید که رانی سخن.فردوسی.ترا چند خوانم بدین بارگاه
همی دور مانی ز آیین و راه.فردوسی.دریغا که مشغول باطل شدیم
ز حق دور ماندیم و غافل شدیم.سعدی.- دور ماندن از دیدار کسی؛ تقاعد از زیارت او. محروم ماندن از دیدار و ملاقات وی. ( از یادداشت مؤلف ):
کسی کو بتابد ز گفتار ما
و یا دور ماند ز دیدار ما.فردوسی.- دورماندن سر از تن؛ جدا افتادن آن دو از یکدیگر. کنایه است از بریده شدن سر کسی و کشته شدن وی:
چنین گفت چندین سر بیگناه
ز تن دور ماند ز فرمان شاه.فردوسی.

فرهنگ فارسی

دور افتادن. جدا ماندن.

جمله سازی با دور ماندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سده پنجم میلادی، امپراتوری روم غربی بر اثر دور ماندن از ثروت‌های کلان شرق، هجوم مکرر بربرها، رسوخ بربرها در بافت اداری و نظامی روم و بی‌کفایتی امپراتوران، آهسته آهسته رو به زوال رفت. امروزه مبدأ تاریخ سده‌های میانی را آغاز حکمرانی یک غیر رومی بر شهر رم می‌دانیم که به سال ۴۷۶ میلادی با فرمانروایی اودوآکر بر شهر رم این دوران آغاز شد.

💡 و اما مجاهدان مؤمن براى دور ماندن از مكر و نيرنگ دشمن و به اميد مشاركت در دومين تحركبه رهبرى امام حسين عليه السلام در خانه هاى خود يا ديگران، پنهان گشتند؛زيراعاقلانه نبود كه آنان آشكار شوند و بدين كار، خود را در معرض خطر قطعى قرار دهند؛چونكه اين كار در مقايسه با انتظار آمدن امام و همراهى با وى و در كمين دشمن نشستنسودمند به نظر نمى آمد.

💡 و گفت: بقدر آنکه بدل بنده از خدای تعالی سروری رسد بنده را اشتیاق پدید آید بدو و بقدر آنکه بنده از دور ماندن او و از راندن او می‌ترسد بدو نزدیک شود.

💡 قـابـل توجه اينكه كيفر اين گروه، ضمن اينكه آتش جهنم شمرده شده است، با دو تعبيرمـذموم و مدحور تاكيد گرديده، كه اولى به معنى مورد سرزنش و نكوهش قرار گرفتن ودومى به معنى دور ماندن از رحمت خدا است.

اشوب یعنی چه؟
اشوب یعنی چه؟
یخ زده یعنی چه؟
یخ زده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز