جدا ماندن

لغت نامه دهخدا

جدا ماندن. [ ج ُ دَ ] ( مص مرکب ) دور ماندن. تنهاماندن:
کجا ماند از تو جدا بیژنا
بدو بر چه بد ساخت اهریمنا.فردوسی.اگر از خانه و از اهل جدا ماندم
جفت گشتستم با حکمت لقمانی.ناصرخسرو.چون یقینی که همه از تو جدا خواهد ماند
زو هم امروز بپرهیز و همیدار جداش.ناصرخسرو.با تو قرب قاب قوسین آنگه افتد عشق را
کز صفات خود ببعدالمشرقین مانی جدا.خاقانی.مرا ز فرقت پیوستگان چنان روزیست
که بس نماند که مانم ز سایه نیزجدا.خاقانی.در چه طلسم است که ما مانده ایم
با تو بهم از تو جدا مانده ایم.عطار.شنیدم که دارای فرخ تبار
ز لشکر جدا ماند روز شکار.سعدی.تو در لهو و تماشائی کجا بر من ببخشائی
نبخشاید مگر یاری که ازیاری جدا ماند.سعدی.

فرهنگ فارسی

دور ماندن تنها ماندن

جمله سازی با جدا ماندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در روز سی خرداد ۱۳۰۹، در ملاقاتی در کاخ سعدآباد، رضاشاه ضمن اظهار تعجب که چرا پس از ده دوازده سال زد و خورد کار اشرار لرستان هنوز پایان نیافته‌است به درخشانی اظهار داشت که ادامه فعالیت اشرار به‌خصوص در شکاف‌های منطقه کبیرکوه و تهدید و بستن راه خرم‌آباد به دزفول مایه آبروریزی و خرج تراشی بوده و باعث جدا ماندن خوزستان از بقیه کشور می‌شود. شاه به درخشانی اطلاع داد که شخصاً وی را برای خاتمه دادن به این موضوع انتخاب کرده و به وی مأموریت داد که هر چه زودتر به نا آرامی‌های لرستان خاتمه داده و در کارهای مهم مربوطه مستقیماً از شاه کسب دستور نماید. روز بعد طی حکمی از ستاد ارتش درخشانی به جای سرتیپ محمد علی بهزادی به فرمانداری نظامی کبیرکوه و آبدانان منصوب شد. وی در این سمت تحت امر حاکم پشتکوه، که همان سرتیپ ابوالحسن پورزند بود، قرار گرفت. اما ادامه اختلافات شدید این دو افسر، که از اردوکشی غرب شروع شده بود، باعث شد که پس از مدت کوتاهی، در دوم مرداد همان سال، به دستور رضاشاه سرتیپ پورزند از حکومت برکنار شده و درخشانی با حفظ سمت قبلی حکومت پشتکوه را هم برعهده بگیرد. به این ترتیب درخشانی که هنوز در آن موقع درجه سرهنگی داشت عهده‌دار مسئولیتی شد که قبلاً بر عهده دو سرتیپ بود.

💡 علاوه بر جدا ماندن انگلیسی از زبان‌های ژرمنی، عامل دیگری که این شکاف را بیشتر می‌کند وجود حجم زیادی از واژگان لاتین و فرانسه در زبان انگلیسی است که باعث شده این قدر دایرهٔ واژگان انگلیسی از زبان‌های ژرمنی فاصله بگیرد. برای نمونه واژهٔ لاتین "exit به معنی «خروج» در برابر واژهٔ هلندی "uitgang" قرار می‌گیرد که نزدیک به عبارت انگلیسی "out-going" است همچنین خود عبارت "outgang" نیز در انگلیسی کاربرد دارد. یا واژهٔ فرانسوی "change" به معنی «تغییر» در برابر واژهٔ آلمانی «Änderung" قرار می‌گیرد که به‌طور کامل می‌شود «alteration, othering». یا "movement «(فرانسوی) در برابر»Bewegung" (آلمانی) قرار می‌گیرد، شبیه به عبارت «be-way-ing» در انگلیسی به معنی «پیش رفتن در طول مسیر».

طاق نما یعنی چه؟
طاق نما یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز