لاشه کردن

لغت نامه دهخدا

لاشه کردن. [ ش َ / ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لاشه کردن سند یا قباله یا حجتی، بیرون کردن امضای آن. باطل کردن آن. مهر و امضای آن را محو یا جدا کردن. کشیدن مهر و امضا.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) لاشه کردن سند قباله و مانند آن. باطل کردن آنرا محو کردن امضای آنرا.

جمله سازی با لاشه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این حادثه در قلهٔ پازن پیر کوه دنا در جنوب روستای کهنگان از توابع پادنا در یکصد و بیست کیلومتری سمیرم رخ داد. همه سرنشینان این پرواز کشته شدند. پیدا کردن لاشه این هواپیما حدود ۴۸ ساعت به طول انجامید. کاپیتان حجت‌الله فولاد و کمک خلبان کاوه خلیلی هدایت این پرواز را بر عهده داشتند.

💡 در اینجا لاشه‌ها تا نیمه سوخته می‌شوند و متان آن‌ها گرفته می‌شود، دی‌اکسید کربن و نیتروژن خارج می‌شوند و از طریق یک موتور احتراق به الکتریسیته تبدیل می‌شوند. این واحدها ۱۸ ساعت در روز اجازه کار کردن دارد. به‌طور نرمال وقتی الکتریسیته تولید می‌شود، دو برابر گرما بیشتر تولید می‌شود که به مانند گرمای حاصل از خشک کردن لاشه‌ها، این میزان گرما برای گرم کردن آب بکار می‌رود و سپس این آب داغ از طریق یک شبکه گرمایش ناحیه‌ای به مخزن‌هایی که در هر واحد مسکونی قرار دارد فرستاده می‌شود.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز