دو ترکه
مترادفها
دو تکه، دو پاره، دو بخش
لغت نامه دهخدا
دوترکه. [ دُ ت َ ک َ / ک ِ ] ( ص مرکب ) دوردیفه. دوپشته. دوراکبه. رجوع به دوپشته شود.
- دوترکه سوار شدن؛ دوپشته برنشستن. سوار شدن دو تن بریک مرکب یا بر وسیله نقلیه ای از قبیل دوچرخه و موتورسیکلت.
فرهنگ معین
( ~. تَ کِ ) (ق مر. ) به صورت دو نفر که پشت سر یکدیگر و با هم بر اسب، دوچرخه یا موتور سوار شده اند.
فرهنگ فارسی
دو ردیفه. دو پشته.
جمله سازی با دو ترکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کارتهای بازی احتمالاً از قاهره در اواخر قرن ۱۴ وارد اروپا شدهاست. این کارتها خالهایی بسیار مشابه با ۴ خال تاروت دارند که عبارت از شمشیر، ترکه، جام و سکه هستند. خالهای تاروت هنوز در ورق بازی سنتی ایتالیا، اسپانیا و پرتغال وجود دارد.
💡 ترکه علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه ایران است.
💡 ترکه سفلی (جوانرود)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه ایران است.
💡 نوشت نامه به اغیار و این به ترکه نگاشت به رمز نام خود از اتحاد بر کاغذ
💡 ترکه سفلی (دالاهو)، روستایی از توابع بخش گهواره شهرستان دالاهو در استان کرمانشاه ایران است.
💡 جوانههای این درخت برخلاف نوع راش، بسیار فشرده و نزدیک به ترکهها ی جوان بوده و حداکثر به ۱۰ میلیمتر میرسد.