لغت نامه دهخدا
دوپشته. [ دُ پ ُ ت َ / ت ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) دوترکه. دوردیفه. دوراکبه. دوتنه. ( یادداشت مؤلف ).
- دوپشته سوار شدن؛ دوتنه بر ستور یا وسیله نقلیه ای مانند دوچرخه و موتورسیکلت برنشستن. بر ترک سوار بودن. ( یادداشت مؤلف ).
دوپشته. [ دُ پ ُ ت َ / ت ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) دوترکه. دوردیفه. دوراکبه. دوتنه. ( یادداشت مؤلف ).
- دوپشته سوار شدن؛ دوتنه بر ستور یا وسیله نقلیه ای مانند دوچرخه و موتورسیکلت برنشستن. بر ترک سوار بودن. ( یادداشت مؤلف ).
دو ترکه. دو ردیفه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسته به یک گلبنی دو گوی بلورین هشته به یک عرعری دو پشته مرمر
💡 در پیادهٔ دو پشته، پیاده عقبتر، تحرک محدودی دارد و راهش توسط پیاده جلویی مسدود میشود. این پیاده نمیتواند سرباز جلوی خود را محافظت نماید و بهطور کلی میتواند پتانسیل ساختار دفاعی پیادهها را تضعیف کند. از سوی دیگر پیادههای دو پشته ای میتوانند منجر به افزایش کنترل خانهها شوند. در موارد دیگر، با ایجاد پیاده دو پشتهای، رخها میتوانند خطوط اضافی داشته باشند.
💡 روش اصلی مورد استفاده برای کنترل پر کردن طوفان یا داده محور یا فرایند محور میباشد. در روش داده محور میتواند هر دو پشته یا صف به پیمایش نقاط مورد نظر بپردازد. برای الگوریتم فرایند محور، لزوماً باید از یک پشته استفاده کنید.
💡 اگر پیادهها در یک پوزیسیون هم ستون و هم رنگ باشند، در صورتی که دو تا باشند، به آنها پیادههای دو پشته یا دوبل و در صورتی که بیشتر از دو تا باشند، به آنها هیولای پیادهای گفته میشود.
💡 تپه دو پشته مربوط به دوره ساسانی است و در شهرستان دهلران، بخش موسیان، ۴ کیلومتری جنوب شرقی شهر موسیان واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۶۹۱۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.