لغت نامه دهخدا
خائر. [ ءِ ] ( ع ص ) ضعیف. || نعت است از خیر، یعنی نیکو و گزیده و صاحب خیر. ( منتهی الارب ).
خائر. [ ءِ ] ( ع ص ) ضعیف. || نعت است از خیر، یعنی نیکو و گزیده و صاحب خیر. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كيفيت اقتدار سامرى بر تعبيه گوساله خائر روشن نيست و آنچه از آيه فقبضت فبضةمن اثر الرسول (912) برمى آيد به موطن خاص خودموكول مى شود و آنچه برخى نقل كردند كه سامرى دوران نوزادى خود را با دشوارىپشت سرگذاشت و با كمك جبرئيل اغتذا مى كرد...(913) بر فرض صحّت آن تبييننشده كه چگونه در نوزادى جبرئيل را شناخت تا در دوران ميان سالى هنگام مشاهده مركب اوكه براى احتيال ورود مركب فرعون به دريا آمد او را باز شناسايى كرده و از زير پاىآن مركب خاكى گرفته باشد؟
💡 در اين كه گوساله داراى گوشت و خون (914) يا جسد محض بود دوقول است كه قول دوم ظاهرتر است؛ زيرا از كلمه عجلا جسدا له خوار (915) برمى آيدكه عجل خائر نبود، بلكه جسد عِجل خائر بود. آنچه بعضى يابد كرده اند كه برخى ازپيروان مارد سامرى پشت ديوار قرار گرفته بودند و... تكلّم مى كردند، در بنىاسرائيل آن را از گوساله مى پنداشتند(916)قابل اعتماد نيست.