( بکلة ) بکلة. [ ب ِ ل َ ] ( ع اِ ) سرشت و طبیعت و خلقت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سرشت. ( مهذب الاسماء ). طبیعت. ( از اقرب الموارد ). || هیئت و صورت و حال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). هیئت.( از اقرب الموارد ). ج، بِکَل. ( از اقرب الموارد ).
بکله. [ ب َ ل َ ] ( اِخ ) تیره ای از ایل بهارلواز ایلات خمسه فارس. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 86 ).
تیر. از ایل بهارلو از ایلات خمس. فارس ٠
بَکله ( به لاتین: Bəklə ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان قبوستان واقع شده است. بکله ۲۸۰ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمد هاشم آصف (رستم الحکما) نام توشمال کریم زند بکله پادشاه زندیان را در میان پهلوانان و عیاران صاحب نام در کتاب رستمالتواریخ ذکر کردهاست.
💡 بهترین رکورد بهدست آمده در این رشته ورزشی ۱۲:۳۷٫۳۵ (دوازده دقیقه و سی هفت ثانیه و سی و پنج صدم ثانیه) توسط کننیسا بکله ورزشکار اهل کشور اتیوپی است.
💡 محمد هاشم آصف (رستم الحکما) نام توشمال کریم زند بکله پادشاه زندیان را در میان پهلوانان و عیاران صاحب نام در کتاب رستمالتواریخ ذکر کردهاست.
💡 بس کودک زرین کله سیم بناگوش کو را بکله بر کله بوق کشیدیم
💡 جلوه کنی چو بر دلم قیمت جلوه ترا نیست همین که جان دهم بکله مراد میکنم