بر زده

لغت نامه دهخدا

بر زده. [ ب َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) شاخ و شاخه بلند شده و بربالیده.( آنندراج ). شاخ درخت و هرچیز که ساخته و بلند شده باشد و بالیده را نیز گویند. || بالا زده.

فرهنگ فارسی

شاخ و شاخه بلند شده و بر بالیده شاخ درخت و هر چیز که ساخته و بلند شده باشد و بالیده را نیز گویند.

جمله سازی با بر زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن ژاله صبح است و یا آب حیات است یا آب گل ترکه به گل بر زده‌ای باز

💡 به مار جادویی بسته سر شیر گره ها بر زده چون بند شمشیر

💡 ناخدا لنگر تدبیر به توفان افکن کشتی خو‌یش قلندر به ‌کمر بر زده است

💡 دامان ناز بر زده چون سرو میرود گویی ز جوی چشم تر من گذشته است

💡 دلیری به رزم آستین بر زده دوصد ره به یک دشت لشگر زده

💡 به سر زلف سیه باز گره بر زده ای خرمن عمر مرا آتش غم در زده ای